قبل از اپلای برای سینما، اول این مقاله رو بخونید

زهرا انصافی

اقدام برای ادامه تحصیل در رشته ی سینما تو خارج از کشور، مثل هر رشته ی دیگه، یا به بیان بهتر مثل هر تصمیم بزرگ اینچنینی نیاز به سبک سنگین کردنش از ابعاد مختلفی داره. به این جمله ای که جدیدا نقل محافل سینمایی شده فکر کنید: "سینمای هر کشور کارت شناسایی اون کشوره". کاملا منطقی هم هست؛ اساس سینما دیده شدن تصاویر و صداهای بازنمایی شده از دنیای خارجیه، یعنی نمایش مکان و زمان ( که مستقیما با اقلیم و اجتماع و زبان و… سروکار داره). پس با این حساب، یادگیری سینما تو جغرافیای بیگانه چه کمکی به حال آدم میکنه؟
اما شاید تصورات شما فرای این محدودیت ها میره و شاهد مثالتون فیلمسازهایی از ایران یا همه جای دنیا هستن که جایی خارج از جغرافیای آشناشون فعالیت داشته ن. یا شاید تصمیم شما گذروندن یه دوره ی فیلمسازی در خارج از کشور و برگشتن به ایران برای فعالیت حرفه ای تون باشه و یا شاید اساسا دیدتون به سینما و فعالیت سینمایی چیزی بجز این دید متعارف عالم حرفه ای سینماست. پس اگر با هر دلیلی تصمیم جدی برای تحصیل سینما در خارج از کشور دارین چندتا پیشنهاد براتون دارم که در حین پروسه ی اپلای مدنظر داشته باشید :

۱. به نکته ای که تو پاراگراف اول گفتم با خودتون عمیقا و صادقانه فکر کنید. تصورتون از جایگاه خودتون در عالم فیلمسازی چیه؟ رشته ی سینما گرایش های متعددی داره که اصلی ترین هاش کارگردانی، فیلمنامه نویسی، تصویربرداری، تدوین و تهیه کنندگی هستند. با وجود این که تو چند سال اخیر، من توی فضای دانشجویی و جوون فیلمسازی داخلی پیشرفت خوبی رو تو این طرز تفکر بین بچه ها دیده م  اما باز هم به نظرم این نکته ارزش گفته شدن رو داره. تعداد زیادی از بچه ها تصورشون در مورد رشته ی سینما رو با تماشای فیلمهای بزرگان سینما به دست آوردن و عموما الگوهاشون هم همون فیلمسازان مؤلف تاریخ سینما هستن. و تصور میکنن که جالب میشه اگه تو یه گرایش خودشون رو قوی کنن اما در نهایت هدف غاییشون کارگردان بزرگ سینما شدنه. اما سینما کار جمعی ایه که اتفاقا تو خیلی از گرایش های فنی ترش مثل تصویربرداری یا تدوین آموزش آکادمیک موثرتری میشه براش متصور شد تا کارگردانی. از طرف دیگه، روز به روز تقسیم کار تو ریزترین جزئیات کار سینمایی و تخصصی شدن امور تو دنیا بیشتر جا میفته. لحاظ کردن این نکته نه فقط تو پروسه ی اپلای، که اساسا برای شروع فکر کردن به فعالیت حرفه ای هر فیلمسازی لازمه. شاید بدیهی به نظر بیاد اما در عمل خیلی ها این کارو نمیکنن و با ذهنیت های دیگه ای وارد جریان آکادمیک تو ایران یا خارج از کشور میشن که باعث دلزدگی و دلسردیشون میشه. با این فرق که اختلاف خسارت مالی و روحیش تو خارج از کشور به هیچ نحوی قابل مقایسه با وقتی که بعد از یه روز خیلی بد از دانشگاه میرید خونه ی خودتون نیس. اون هم تو شرایطی که برای همکلاسیتون در یک دانشگاه خارجی که با عشق و علاقه داره تو گرایش صداگذاری فیلم یا فیلمنامه نویسی تحصیل میکنه و کار خودشو دقیقا به اندازه ی کارگردانی تو فیلمسازی حیاتی و واجد مؤلفه های هنری میدونه اساسا ناراحتی شما و این که چرا اگه رشته تونو دوست ندارین بساطتون رو جمع نمیکنین و به خونه تون برنمیگردین قابل درک و همدردی نیست.
۲. از وقتی که تصمیمتون رو برای اپلای کردن قطعی کردین، وبسایت های دانشگاه ها و مدارس فیلمسازی رو سرچ کنین و بالا تا پایینش رو دقیقا بجورید. دانشگاهها هرچیزی که باید بدونین رو تو وبسایت ها و شبکه های اجتماعیشون میذارن. سه کشور آلمان، چک و لهستان مدارس طراز اول فیلمسازی ای دارن که به شرط بلد بودن زبانشون مجانی یا با هزینه ی خیلی پایین امکان تحصیل توشون براتون فراهم میشه. تقریبا همه ی مدارس فیلمسازی اروپایی علاوه بر رزومه از شما امتحانی عملی میخوان (گاها حتی در چند مرحله)؛ به این شکل که با سوژه هایی که اونا از شما میخوان باید فیلم یا عکس یا داستان تحویل بدید. مدارس فیلمسازی آمریکا عموما به  پروسه ی طاقت فرسا و طولانی کاغذبازی و انتقال مدارک معروفند. شما باید به دقیق ترین شکل از پروسه ی امور آگاه باشین و چیزی که میخوان رو سر تاریخ های مقرر تحویلشون بدین. اهمیت این نکته در جاهایی مشخص میشه؛ که برای مثال در کشوری مثل آلمان هر شخص فارغ از این که تو چه رشته ای اپلای میکنه، سه بار فرصت اپلای بهش داده میشه اما این تعداد در مورد مدارس فیلمسازیش دو باره. از طرف دیگه تو وبسایت هر دانشگاه با دوره های مختلفی که به تعداد دانشگاه های فیلمسازی دنیا تنوع دارن (دوره های تابستانی فیلمسازی، ورکشاپ هشت ماهه فیلمنامه نویسی، و و ...) آشنا میشین که هم شرکت درشون پروسه نسبتا راحت تری داره و هم خاطرجمعتون میکنه که چهار سال آزمون و خطا تو یه مدرسه فیلمسازی تنها راه ممکن برای یادگیری فوت و فن های فیلمسازی نیست.
۳. این نکته هم تقریبا مشابه نکته قبلیه اما به خاطر اهمیتش از قبلی جدا شده. تو پروسه ی تحقیق و وبسایت گردی، به شبکه های اجتماعی دانشگاه ها هم نگاه بندازین که خصوصا پویاترین فضا رو میتونین توی فیسبوک هاشون پیدا کنین. با اساتید و دانشجوهای دانشگاه ها میتونین از این طریق ارتباط بگیرین و فضای دانشگاهشون رو ازشون جویا شین چون نکته ای که مدنظرمه چیزیه که بعضا تو وبسایت ها به صراحت گفته نمیشه و ممکنه شما تکلیفتون کاملا باهاش معلوم نشده باشه. از خط مشی کلی دانشگاه موردنظرتون مطمئن بشین. دانشگاه های فیلمسازی تو کل دنیا به دو دسته تقسیم میشن. گروهی هدفشون پرورش نیروهایی برای سینمای جریان اصلی و بدنه ی اون کشوره و گروهی دیگه قائل به آموزش سینمای هنری به فیلمسازهای به اصطلاح مؤلف یا مستقل هستند. تو ایران هم شکلی از این ماجرا به شکل تفکیک دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر تهران از دانشکده صدا و سیما وجود داره. البته که همه جای دنیا این اختلاف در این سطح ایدئولوژیک نیست اما در هر صورت تفاوتها چشمگیر و تعیین کننده ست.
جمع بندی کلی این که خودتون و علایقتون رو با حساسیت هزار برابر بیشتری بشناسید. البته اقدام برای اپلای کردن میتونه تو آشنایی شما با گزینه هایی که تو عرصه فیلمسازی برای افراد تو دنیا وجود داره و قیاسش با زمینه هایی که همینجا تو ایران براتون مهیاست موثر باشه و چه بسا بر اساس همین شناخت، شروع مناسبی برای رسیدن به دلایل کافی برای اپلای نکردن باشه.